تبليغاتX
شهسوار اتا <body>
جمعه دهم مهر 1388


یه مدتی بود چیزی نمینوشتم

به هزار تا دلیل شاید

شاید چون نوشتن یه توانایی می خواد..

شاید چون حرفی برای گفتن نداشتم ...

اما الان دارم مینویسم که یه چیزیایی رو واسه خودم یاد آوری کنم ..

یاد آوری کنم که..

به هیچ چیز دل نبندیم به همه ی چیزایی که داریم و یا 

 می خوایم که داشته باشیم و  واسه رسیدن بهش کلی

 تلاش می کنیم و برنامه ریزی

بیایم اگه به بدقولی می کنیم اگه به همه ی مردم دنیا

 بد قولی می کنیم به خدا بد قولی نکنیم

بیایم اگه نامردیم مرد شیم 

اگه بندگی نکردیم بندگی کنیم

تا فرصت ها تموم نشده تا هنوز وقت داریم ..

راستی کی میدونه که تا کی

وقت داره؟ 

تا کی فرصت داره حساباشو صاف کنه؟

 

اصلا وقتی براش مونده یا نه؟

و یه چیز دیگه این که وقتی

 که رفت وقتی که واسه

 همیشه رفت مردم چه قدر

و

تا چه مدت یادش می افتن

 و

 چیا در موردش می گن..؟


7:52 | حنانه |




جمعه شانزدهم مرداد 1388


 مهدی جان با این  همه گناه بازم توقع دارم فردا به جشنمون بیای به خدا می دونم لایق نیستیم اما اگه شما تو تولدتون نباشی هممون سر کاریم

 آقا جون تو رو خدا ظهور کن ، ظاهر شو  ای همیشه حاظر!

دارم دق می کنم وقتی کم کم و نم نم درک می کنم که چه قدر غریبی..

ما رو ببخش که این قدر بدیم ..

اما ما هم دل داریم

آقا جون بی تو به کدوم فردا دلمو خوش کنم ؟؟؟؟

بیا که دنیا داره خفه ام میکنه


3:24 | حنانه |




یکشنبه چهاردهم تیر 1388

میلاد علیست امشب.

میلاد احمد ثانی،زاده ی کعبه،قران ناطق،تجلی عشق روی زمین

 و کسی که جهنم بر محبانش حرام شده مبارک..

تو این پست مطلبی رو گذاشتم  که خوندنش واسه خودم خیلی دلچسبه..


امام علی (ع) می فرماید :
اختیار کردم از تورات 12 آیه و نظر می کنم به آنها هر روز 3 مرتبه:

1*بترس از حکومت من همیشه.

 

2* انس مگیر با احدی مگر من.

 

3*به حق خودم من تو را دوست دارم  تو هم مرا دوست بدار. 

4*نترش از فوت رزق هرگز.

 

5*ایمن از غضب من نباش.

 

6*تمام اشیاء را به جهت تو خلق کردم و تورا برای خودم.

 

7*تو را خلق نمودم از نطفه گندیده  عاجز نبودم،پس چگونه

 از رزق تو عاجز باشم.

 

8*دشمنی می کنی با من به جهت نفس خبیثت،چرا با نفست

 دشمنی نمی کنی به جهت من.

 

9*همه کس تو را برای خودش می خواهد،ولی من تو را

 برای خودت می خواهم.

 

10*تو واجبات مرا به جای آور،من به تو رزق می دهم،

ولی اگر تو تخلف کنی در ادای واجبات،من تخلف نمی کنم

در ادای رزق.

 

11*تو رزق فردا را از من مخواه ،چنانچه من عمل فردا را

از تو نمی خواهم.

 

12*اگر راضی شوی به قسمت من،آسوده و راحتی و اگر راضی

 نشوی متصل در دنیا سر گردانی و به آرزوی خود نمی رسی،مگر

 به آنچه قسمت توست و در نتیجه مذموم در نزد منی.

                          *********

دوباره روز پدر اومد و تو کنار بچه های نازنینت که مدت هاست از نعمت دیدار تو محرومند نیستی..

 

به همین سادگی رفتی ...بی خداحافظ عزیزم

                     ***

سهم تو شد روز تازه ،سهم من اشک که بریزم

                     ***

به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی

                      ***

هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی


19:6 | حنانه |




پنجشنبه چهارم تیر 1388

شرمنده ام..

خیلی  دلم برات تنگ شده کاش بدونی این روزا چه قدر دل سنگ  شدم!

حس می کنم از خیلی از وابستگی هایی که سال ها تمام زندگیم بود رها شدم..

از  چهره های غریبه و نا آشنای دورو برم می ترسم...

 از وقتی نیما  کوچولو رفت  از آدمایی که تو خیابون و پیاده رو از کنارشون میگذرم

بدم می یاد..احساس می کنم یا قاتلن یا تو فکر کشتن یه نفرن..شاید خیلی مسخره باشه.!اما هست..

این که دل خوش هر کی بشی  تو زرد از آب در بیاد..دلیل سنگی شدن این دل شیشه ای منه..

همه ی اینا رو گفتم که ازت بپرسم پس چرا با این همه دلسنگی چند روزیه دلم برات خیلی تنگ میشه

اون شب سر سفره ی شام که آهنگ "راز" تو از فیلم دعوت پخش میشد ...

نزدیک بود بزنم زیر گریه ...به زور جلوی اشک هایی که دور چشمم حلقه زده بود گرفتم..

مامان زمزمه می کرد

اگه بگم راز دلم رو ....

مامان تو رو خدا چیزی نگو که اگه اشکام سرازیر بشه دیگه جلوی هق هقمو نمی تونم بگیرم

عزیزم نمیدونی تو دلم چه غوغایی شده بود..

اون روز بارونی یادته مهمون داشتیم  یه عزیزی تا چشماش خورد به عکس روی آلبوم هات با

 حسرت عجیبی  ازم خواست یه آلبوم گلچین از آهنگاتو براش رایت کنم..با اجازت من هم قبول

 کردم یکی یکی آهنگاتو میزاشتم  تا انتخاب کنه زل زده بود به کامپیوتر و تو فکر رفته بود..ازم

 پرسید چرا پیگیری نکردن کی کشتش؟و من  هیچ چی واسه گفتن نداشتم..فقط گفتم

شهیدش کردن ....

 

 حسرتشو تو نفساش  راحت می شد احساس کرد...

و ما فقط حسرت خوردیم  و همین..

 احساس شرمندگی می کنم من تمام این زندگی جدید رو به تو مدیونم  ولی جز حسرت  و سکوت چیزی برای گفتن نداشتم..

شرمنده ناصریا شرمنده...

ناصریا امشب شب آرزو هاست

یه دل سیر از دلتنگیت گریه کردم و واسه  هر کی که تو دوستش داری بهترین آرزو ها رو دعا کردم......

و همین طور  برای دوستانی که مدتی بود متاسفانه فراموششون کرده بودم..

یه شب خوشگله امشب...

 


21:45 | حنانه |




شنبه بیست و سوم خرداد 1388

ستاره بارونه

به نام خدا


شب تولد

 

 حنانه ی

 

 رسول

 

 مبارک

 

بابت تمام این

 

حس و حال

 

 


بار الها!

 

مرسی..


20:11 | حنانه |






شهسوار اتا